## مشق عشق ##
باورم نمیشد...فقط برای یک امتحان ساده به اوگفتم بمیر...! سالهاست که درتنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمیکردم......................... شنيدم داره توقلبت يك نفر جامو ميگيره *** ديگه هيچكي نميتونه جلواشكاموبگيره *** نيستيودارم ميسوزم گريه داره حل وروزم *** نميدونم چرا ولي تورودوست دارم هنوزم پس ازمن باكه خواهدبود نميدانم نميدانم دگراز بهر دنياهم بايد بارسفر بندم دلم از زندگي خون است خدا،تنهاي تنهايم شايدباران پارسال اشكهاي كسي ديگر بوده كه من نميدانستم اگه باز از روزگار دلت گرفت لحضه ها ثانيه ها ابري شدن بيابامن اگه از يادتورفتم اگه رفتي تو زدستم اگه يار ديگروني من هنوز عاشقت هستم رسمش نبودتوسختيهاتوهم يه جورعذاب بشي بارفتنت براي من سؤال بي جواب بشي قرار نبود اول راه تحملت تموم بشه دعاي هر روز وشبم ديدن يه نگات بشه برسنگ قبرمن بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود برسنگ قبرمن بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظركه سراپاشكسته بود برسنگ قبرمن بنويسيد اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود #*#سلام#*# دوستاي گلم نميدونم چقدر ازمطالب خوشتون اومد اگه نظربديد خوشحال ميشم راستي آدرس ياهومو ميدم اگه دوست داشتيد ايميل بفرستيد www.masoome_52@yahoo.com وقتي كه دنيا دودشد شايدفراموشت كنم كاشانه ام نابودشدشايد فراموشت كنم آسان ز دستم داده اي باشه باشه به اين هم راضي ام وقتي كه اشكي رودشد شايدفراموشت كنم هرگز ز دستت اين چنين سيلي به احساسم نخورد باشه بزن بدتربزن اما به دستانت قسم وقتي كه تارم پودشد شايدفراموشت كنم به چشمانت بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد به دستانت بیاموزکه هرگلی ارزش چیدن ندارد به پاهایت بیاموز که هرجایی ارزش رفتن ندارد به احساست بیاموز که هرکس ارزش خواستن ندارد پسرودخترجوانی سواربرموتور میراندند.آنهاعاشقانه یکدیگررادوست داشتند. دختر:یواش تربرو من میترسم پسر:نه اینجوری خیلی بهتره دختر:خواهش میکنم من خیلی میترسم پسر:خوب اما اول بایدبگی که دوستم داری دختر:دوستت دارم حالا میشه یواش تربری پسر:منومحکم بگیر دختر:خوب حالامیشه یواش تربری پسر:باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منوبرداری وروی سرخودت بزاری آخه نمیتونم راحت برونم اذیتم میکنه... روزبعدواقعه ای درروزنامه ثبت شده بود:برخوردموتورسیکلت باساختمان حادثه آفرید.دراین سانحه که به دلیل بریدن ترمزموتورسیکلت رخ دادیکی ازدوسرنشین زنده ماند ودیگری درگذشت. پسرازخالی شدن ترمز آگاهی یافته بود.پس بدون اینکه دختررامطلع کند باترفندی کلاه کاسکت رابرسراوگذاشت وخواست تابرای آخرین بار کلمه ی دوستت دارم رااززبان اوبشنودوخودش رفت تااوزنده بماند. یه روز مرگ بازندگی دردودل میکرد مرگ به زندگی گفت: توچراواسه همه دوست داشتنی هستی وهمه میخوان باتوباشن ولی من واسه هیچکس ارزش ندارم وازمن میترسن؟ زندگی گفت:چون تویه حقیقتی ومن یه دروغ فرشتگان روزی ازخداپرسیدند:خدایاتوکه بشرراانقدر دوست داری غم رابرای چه آفریدی؟ خداوندگفت:غم رابه خاطرخودم آفریدم چون این مخلوق که من خوب میشناسمش تاغمگین نباشد به یادمن نمی افتد!!!!!!!!!! روی صورتم خاطره داره چکه میکنه یه ترانه میشکفه رو خواب آروم تنم شبو برداروبرو/ماه بریده نفسش به ستاره ها بگو رسیده روز رفتنم تو کی هستی؟ تو کی هستی که برای رفتنت من بایداز خودمم دل بکنم تو کی هستی و چی تو چشمام که حالا تمام آرزوت منم نمیخوام نگاه آخرت منو بسپره به بغض اولین گناه نمیخوام خدا خدا گفتن من گم بشه تو غربت یه اشتباه حلالم کن دم رفتن کمی بعداز پریشونی توآواز نگاهی که توهم باما نمیمونی مسیر موندن و رفتن یکی بود وجداشد باز توپایان منو دیدی جدایی سخته از آغاز حلالم کن غریبونه توی این دل پرخونه حلالم کن غریبی که دل کندن برات آسونه حلالم کن به خونی که غروب از خاک میجوشه حلالم کن به نوزادی که شیر از تیر مینوشه مگه میشه کنارت موند؟هنوزم عشق بدحاله صبوری هم کم آورده خود شمشیر میناله حلالم کن به زخمایی که لب بازکرده میخنده حلالم کن به عشقی که به چشمای تو پایبنده گنجشکی به خدا گفت:لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم سرپناه بی کسیم طوفان تو آنرا از من گرفت. کجای دنیای تو را گرفته بود؟ خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی/باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پرگشودی!چه بسیار بلاها که از تو به واسطه ی محبتم دور کردم وتو... ندانسته به دشمنیم برخواستی؟! وفای شمع را نازم که بعد از سوختن به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد نه چون انسان که بعداز رفتن همدم گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد لااقل نگاهی به پشت سرت کن شاید کسی در پی تو میدود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند وتو... هیچ وقت او را ندیده ای من منتظرت شدم ولی در نزدی بر زخم دلم گل معطر نزدی گفتی که اگر شود می آیم اما مرد این دل و آخرش به او سر نزدی سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت/سفری که برنگشتم غرق شدم توی نگاهت/دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود/چشم تو مثل یک سایه همه جا همسفرم بود/من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم/تپش عشق رو تو رگهام عاشقانه میچشیدم یادم در ذهنم و عشقت در قلبم وعطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت وصداقت را در وجود مهربانیت معنی کردم وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنارتو بودن است گفت دوسم داری؟گفت نوچ گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟گفت اصلا دختره چشماش پراز اشک شد و هیچی نگفت/پسره بغلش کردو گفت: تو خوشگل نیستی زیباترین هستی تورودوست ندارم عاشقتم اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم میمیرم










آري دگر كار دلم تمام شده
نمك به قلب خسته ام نزن عزيز
آيا شنيده اي كه آرزوهايم تمام شده...؟


![]()
![]()


![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()



![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

| Design:웃قالِبهایِ خانمی웃 |



Design